X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گرجستان

ایرانیان در گرجستان

صادرات به گرجستان

میخواهید بدانید نمایندگی پخش چه کالایی را برای گرجستان باید بگیرید تا پوادار شوید؟ دوست دارید بدانید چه کالایی را از ایران باید به گرجستان صادر کنید؟ ادامه مطلب را حتمن بخوانید چون خبرهای مهمی برایتان دارم.


در پست قبلی برای شما توضیح دادم که نظام اقتصادی گرجستان با ایران متفاوت است و درست به همین خاطر بسیاری از ایرانی ها در گرجستان ورشکسته می شوند. حدود یکهفته پیش بود که خانم و آقایی جوان نزد من آمدند و خواستند آنها را راهنمایی کنم که چطور کالاهایشان را بفروشند. از آنها پرسیدم چه محصولی داردید، گفتند دستمان در ایران خیلی باز است و انواع و اقسام مواد غذایی را می توانیم از ایران بیاوریم. سئوال کردم چند وقت است در گرجستان هستید و آیا تابحال مشتری برای کالای خود پیدا کرده اید. آقا فرمودند که بیش از یکماه است در گرجستان هستیم، تابحال مشتری پیدا نکرده ایم ولی قیمت کالاهایی را که داریم از مغازه ها و بازار درآورده ایم، هزینه گمرگ و مالیات را هم حساب کرده ایم، ما اینجا خوب می توانیم رقابت کنیم. گفتم چه برنامه ای برای فروش کالای خود دارید، خانم پاسخ دادند که ویزیتور استخدام می کنیم تا جنس مارا نزد توزیع کننده ها ببرد و پس از گرفتن سفارش با ماشین اجناس را پخش می کنیم.

نمونه فوق مثالی از برنامه ریزی و طرح کسب و کار به سبک ایرانی است که سرانجام آن از نظر من هرگز در گرجستان خوش نخواهد بود اگرچه ممکن است بسیاری با این روش در ایران ثروتمند هم شده باشند.

در نظام اقتصاد آزاد، داشتن هیچ نوع کالایی امتیاز محسوب نمی شود. اینکه می گویم هیچ، بدون اغراق است. اگر کالایی مصرف کننده داشته باشد، تولید یا وارد می شود و همیشه بازار اشباع است. صحنه رقابت در بازار آزاد عرصه فروش است. در بازار آزاد بیشترین هزینه ها مربوط به فروش و بازاریابی می شود. شما ممکن است کالایی را به هزینه 1 دلار تولید کنید اما برای بازاریابی همان کالا 10 دلار یا حتا 100 دلار هزینه کنید. بنابراین داشتن پلان یا برنامه فروش حرف اول را میزند.

می بینیم که داشتن نمایندگی چه از نوع معمولی و چه انحصاری در کشور گرجستان بخودی خود هیچ امتیازی به حساب نمی آید مگر انکه شما نماینده شرکتی باشید که محصول آن در گرجستان شناخته شده باشد، مثل شرکت آدیداس یا شارپ. تاجائیکه من اطلاع دارم شرکتهای ایرانی با این سطح اعتبار بین المللی وجود ندارند.

اگر آدمی باشید دارای اعتماد به نفس، ممکن است بگویید چه ایرادی دارد من بودجه ای برای تبلیغات در نظر می گیرم و محصول خود را معرفی می کنم، مگر در ایران بدون تبلیغات یا بازاریابی می شود کاری را به ثمر رساند؟ پس خوب توجه کنید! فرض کنید در ایران از فردا هر کسی هر کالایی را خواست بتواند از چین یا کشورهای دیگر وارد کند، هر شخصی حتا عمه من و هر کالایی چه ضروری و چه غیر ضروری، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بله گرجستان چنین کشوری است، اینجا انحصار و  مجوز و اینجور قصه ها وجود ندارد، هرکسی می تواند وارد کننده یا تولید کننده بشود، بنابراین اینجا نمی توانید به خاطر داشتن نمایندگی انحصاری شرکتی که نه خود آن شرکت و نه بطبع محصولات آن شناخته شده هستند، بخود بنازید. بهتر از کالا و جنس شما را با قیمت پایین تر از چین یا جای دیگری از جهان چنان وارد کشور می کنند که شاید تصور آن را هم نتوانید بکنید. در ایران برای تبلیغ کردن هم هزار جور داستان وجود دارد. هر رسانه ای از هر کسی هر تبلیغی را قبول نمی کند اما اینجا هر رسانه ای از هر کسی هر جور تبلیغی را قبول می کند. تفاوت از زمین تا آسمان است. در ایران شرکتی مانند گلرنگ شاید میلیونها دلار صرف تبلیغات بکند ولی بخاطر رقیبهایی در سطح و شرایط خودش. اما همین شرکت با همه دبدبه  و کبکبه اش اگر به گرجستان بیاید، از فردا آدمی معمولی مانند من این امکان را دارد که جلویش به ایستد و با آن رقابت کند. ارگانها، نهادها و سازمانهای مختلف نیز در ایران گاهی مشتریان بسیار خوبی هستند اما در گرجستان این خبرها نیست. هیچ سازمانی که از بودجه های عمومی استفاده می کند، اجازه ندارد با من و شما قرارداد خرید امضاء کند. خریدها باید از طریق مناقصه انجام شود و اگر سازمانی خواست این قانون را زیر پا بگذارد، آن را بمن معرفی کنید تا بیش از مبلغ مورد نظر شما در قرارداد برایتان جایزه از سازمانهای نظارتی درخواست کنم.

این پست هم طولانی شد، ببخشید! در پستهای بعدی نکات بیشتری را باز خواهم کرد که علت ورشکستگی ایرانیان در گرجستان را روشن کند.

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 03:08 ق.ظ | نویسنده: جواد گلچین فر | چاپ مطلب 8 نظر