X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گرجستان

ایرانیان در گرجستان

داستان ماساژ تقلبی

مدتها بود که از دوستان می شنیدم ماساژهای تقلبی در تفلیس زیاد شده است. می گفتند اگر جایی تابلوی ماساژ یا ماساژ تایلندی دیدی، به آسانی اعتماد نکن که بسیاری از اینها کلاهبردار هستند. هر کس داستانی درباره این باصطلاح ماساژورها تعریف می کرد. من که در زندگی راجع انواع و اقسام چیزهای قلابی و تقلبی مانند پزشک قلابی  یا  تریاک تقلبی  شنیده بود، تصمیم گرفتم دل به دریا بزنم و ببینم جریان این ماساژورهای قلابی چیه.  

 

در یکی از خیابانهای شهر تابلویی دیدم که روی آن نوشته شده بود ماساژ. وارد دفترشان شدم و از منشی در مورد قیمت پرسیدم. در لیستی که بمن نشان داد، امده بود یکساعت ماساژ کامل یا فول ماساژ 55 لاری. این قیمت حدود نصف قیمتها در زمانی بود که هنوز ماساژ تقلبی مد نشده بود. سفارش دادم و مبلغ رو پرداخت کردم. بلافاصله خانمی ظاهر شد و دست من را گرفت و گفت برویم در اتاق ماساژ.  گفتم من چند دقیقه زمان لازم دارم و باید در بیرون هوایی بخورم اما گوش نکرد و شوخی یا جدی بزور من رو کشوند به اتاق ماساژ. بهم گفت لباسهات رو در بیار و بخواب روی تخت و از اتاق خارج شد.

 کفشهاو لباسهای رو را درآوردم و با لباس زیر خوابیدم روی تخت. خانم دوباره نمایان شد و گفت، باید همه لباسهایت را دربیاوری. من زیرپیراهن را هم درآوردم  اما گویا کافی نبود و به لباس زیر پایین تنه اشاره کرد. گفتم، این یک قلم را دیگر امکان ندارد بیرون کنم. درخواست را تکرار کرد و من داشتم عصبانی میشدم که صرف نظر کرد و گفت، روی تخت دراز بکش.

ماساژور دست مختصری روی بدن من کشید و خیلی سریع رفت بسمت لباس زیر پایین تنه. دستش رو برد روی عضو درون این لباس که با حالت اعتراضی دستش را گرفتم و بزور دور کردم.  گفت چرا مانع میشی، این فول ماساژه و من می خواهم اونجا رو هم ماساژ بدم. گفتم خانم شما هنوز یکدقیقه هم نشده رفتی سر اون قسمت، من گفتم ماساژ کامل می خوام ولی  این بخش از بدن رو خودم بلدم ماساژ بدهم و   شما به بقیه برس.

بعد از این مقدمه پرحاشیه، گویا ماساژ اصلی داشت شروع می شد. شروع کرد دست و پاهای من را کشیدن و با کف دست روی ماهیچه های بدن لاغرم ضربه زدن. کارش شبیه دلاکهای گرمابه یا حمامهای سنتی بود که من در دوران بچگی تجربه کرده بود و  اینروزها هم در صحنه های فیلمهای فارسی قدیمی می توان آنها را دید. همون زمان بچگی هم من از دست اینجور ماساژورها فرار می کردم و تابحال ندیده و نشدیه بودم که ماساژ تایلندی هم میتونه اینطوری باشه.

باری چند دقیقه ای هم بابت مشت و مال تلف شد و  اینبار ماساژور  مانند ساعتی که بخواب میره از حرکت بازایستاد و خیره شد بمن. چندین ثانیه ای خشکش زده بود و نگاهش هم بر نمی گشت. پرسیدم، چرا حرکت نمی کنی، اینهم بخشی از تکنیکهای ماساژه؟ گفت نخیر خسته شدم، اجازه میدی روی تخت کنارت دراز بکشم. گفتم مثل اینکه ما باید جامون رو عوض کنیم، می خوای من شما رو ماساژ بدم؟ متاسفانه آنقدر پر رو بود که گفت بله، میخوام و روی تخت ولو شد. منم یکی دوتا ماساژ به ماهیچه های کتفش دادم و بهش گفتم خداحافظ.

شروع کردم به پوشیدن لباس، که دیدم ناگاه از روی تخت بلند شد، دستم ر و نگه داشت و گفت چیکار می کنی، تو هنوز وقتت تموم نشده. گفتم تا همین الان هم وقتم به اندازه کافی تلف شده. یک بوسه آبکی و صدا دار بصورتم زد و گفت، تو رو خدا کمکم کن. گفتم من تصمیم نگرفتم، کار و کاسبی شما رو تخته کنم گرچه اینکار برام خیلی سخت نیست. همین خودش کمکه. گفت اینجا از پولی که شما به منشی پرداخت کردی، هیچ درصدی بمن نمیدهند. با این شرط اجازه دادند اینجا کار کنم که خودم بتونم از مشتری پول در بیارم. سرتان را درنیاورم، ماساژور آنقدر   زار زد که 20 لاری بهش دادم، در واقع از دیدگاه خودم زورگیری کرد. من اسم این روش رو گذاشتم زورگیری زنانه.    

آخر داستان اینکه 75 لاری هزینه شد، وقتم هم تلف شد. امیدوارم داستان آموزنده بوده باشه ! 

تاریخ ارسال: شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 12:30 ب.ظ | نویسنده: جواد گلچین فر | چاپ مطلب 0 نظر